چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۲ | 0:31 | کریمی.لیلی -
آخه سفره هفت سین بدون ماهی گلی انگار که ناقصه ۵تا خریدم گفت سنگ رنگی یه بسته بردار عیدی من به شما گفتم اوضاع خوب نیست پولشو حساب کن کاسب جماعت الان دنبال یه لقمه نون واسه سفره زن و بچشه گفت نه خودم راضیم راه افتادم و به این فکر میکردم که ماهیاشو میفروشه کسی میخره کسی دل و دماغ داره مگه پس من خودم چطور شد که خریدم یهویی متوجه سرعت بالای ماشین شدم که از یه خیابون خلوت شهر که کنارش یه رودخونه خشک و بی آب هست میگذشتم سرعتو کم کردم و تصمیم گرفتم از محله های قدیمی شهر عبور کنم و حال و هوای گذشته رو تازه کنم هنوزم سربالایی این خیابون همونجوری ناجوره میوه فروشا رو میدیدم که چغاله بادوم و توت فرنگی تروتازه رو چرخ دستیاشون گذاشته بودن و با یه سطل آب و دستمال خیس بهشون جلا میدادن .....
برچسب:
نویسنده: هستی امینی
تاريخ: دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 17:21